تک‌خال آسمان ایران | روایت جلیل زندی، شکارچی میراژ‌ها و برترین خلبان F-۱۴ جهان

  • کد خبر: ۴۳۲۳۳۷
  • ۳۰ تير ۱۴۰۵ - ۰۹:۵۰
تک‌خال آسمان ایران | روایت جلیل زندی، شکارچی میراژ‌ها و برترین خلبان F-۱۴ جهان
در سال‌هایی که آسمان ایران هر روز میدان نبرد بود، جلیل زندی با جنگنده F-۱۴ بار‌ها در برابر پیشرفته‌ترین هواپیما‌های عراقی ایستاد و با وجود کمبود قطعات و تحریم، از آسمان کشور دفاع کرد. او که با ثبت ده‌ها پیروزی هوایی به عنوان برترین خلبان تامکت جهان شناخته می‌شود، نه تنها به دلیل مهارتش در نبرد، بلکه به خاطر تصمیم‌های سرنوشت‌سازی که جان شهر‌ها و تأسیسات حیاتی ایران را نجات داد، در تاریخ دفاع مقدس جایگاهی ماندگار دارد.

مریم شیعه زاده | شهرآرانیوز؛ این بالا، آن طور که از روی زمین به نظر می‌رسد، آرام و آبی نیست. از درون کابین کوچک و فشرده، زمین تنها حجم مبهم و قهوه‌ای رنگی است که در پایین دست پهن می‌شود. تمام جهان پیش رو، در گردش چند عقربه، صدای خش دار و بریده بریده بی سیم و نقطه‌های سبزرنگ و لرزان روی صفحه رادار خلاصه می‌شود. او خلبان f-۱۴ است. مردی که هرازگاهی این غول فلزی، سنگین و پیچیده را از روی باند، بلند می‌کند تا جنگنده‌های عراقی را که برای بمباران شهرها، پایگاه‌ها و شریان‌های اقتصادی ایران برخاسته‌اند، شکار کند. در آن سال ها، عراقی‌ها از این پرنده کشیده و تیزبین دل خوشی نداشتند. او بار‌ها میگ-۲۱، میگ-۲۳، سوخو-۲۲ و میراژ‌های آن‌ها را هدف گرفته بود، اما با گذشت زمان، بازی تغییر کرد. شکار میراژ‌های تازه نفس و مجهز عراقی در سال‌های پایانی جنگ، یک مأموریت معمولی نبود. میراژ‌ها سریع تر، مدرن‌تر و مجهز به تسلیحات روز بودند. آن هم در حالی که ایران، خسته از سال‌ها نبرد و محصور در حصار سخت تحریم ها، با کمبود شدید قطعات و موشک‌ها دست وپنجه نرم می‌کرد. او در تمام هشت سال جنگ، این پرنده آهنی را سرپا نگه داشت و به پرواز درآورد. در فضای گرگ ومیش کابین، او بار‌ها در کسری از ثانیه میان حمله به دشمن و حفظ جنگنده نایاب خود، دست به انتخاب زد. با احتیاط نزدیک می‌شد، زاویه‌ها را می‌سنجید و اگر احتمال اصابت کم بود، اولویت را به بقای هواپیما و دوری از چنگال موشک‌های عراقی می‌داد. پیروزی واقعی او اغلب در حادثه‌هایی بود که رخ ندادند. در بمب‌هایی که روی خانه‌ها فرود نیامدند. در پالایشگاه‌هایی که نسوختند و در آژیر‌های قرمزی که به صدا درنیامدند.

از کلبه روستایی تا کابین جنگنده

جلیل زندی اردیبهشت ۱۳۳۰ در گرمسار متولد شد. پدرش، عزت ا...، تکنیسین راه آهن بود و مادرش، گوهرتاج خانم، به خانه داری روزگار می‌گذراند. جلیل، پسر یک کارمند فنی و زحمت کش بود که با هوش و سرسختی ذاتی اش، راه خود را به پیچیده‌ترین و پیشرفته‌ترین کابین نیروی هوایی باز کرد. او ابتدا به عنوان همافر و نیروی فنی وارد ارتش شد، اما سقف پروازش بلندتر از این‌ها بود. به کار فنی بسنده نکرد. دوره سخت خلبانی را گذراند، هدایت f-۴ فانتوم را آموخت و سرانجام برای پرواز با تامکت برگزیده شد. جنگنده‌ای گران بها و راهبردی که سپردنش به یک خلبان، نیازمند تسلط فنی عمیق، خونسردی پولادین و قدرت تصمیم گیری غیرمعمول بود. وقتی در شهریور ۱۳۵۹ شیپور جنگ نواخته شد، زندی در نخستین روز مهرماه در عملیات بزرگ و حماسی «کمان ۹۹» به آسمان برخاست. در آن روز، شمار زیادی از جنگنده‌های ایرانی برای درهم کوبیدن پایگاه‌های دشمن از مرز گذشتند. تامکت‌ها باید مانند سپری زنده، آسمان را برای بازگشت هواپیما‌ها ضربتی امن نگه می‌داشتند، مهاجمان را دور می‌کردند و از شاهراه اقتصادی کشور یعنی خارک و تأسیسات نفتی محافظت می‌کردند.

سال‌ها بعد، او به درجه سرتیپ دومی رسید و معاونت طرح و برنامه نیروی هوایی را بر عهده گرفت. با این همه، سرنوشت مردی که بار‌ها از سد موشک‌های حرارتی و راداری گریخته بود و آسمان را به زانو درآورده بود، در زمین رقم خورد. در سال ۱۳۸۰ و در سن ۴۹ سالگی، خودرو او در جاده کوهستانی هراز، حوالی رودهن، با یک کامیون تصادف کرد. جلیل زندی و همسرش، زهرا محب شاهدین، در این سانحه جان باختند تا سه پسرشان با خاطره پدری که برترین خلبان f-۱۴ تاریخ جهان بود، تنها بمانند.

سنگینی غریب

بیش از چهار دهه از آن روز‌ها می‌گذرد و امروز، دوباره آسمان ایران آرام و آبی نیست. صدای بمب‌های صوتی، خروش پدافند‌ها در دل شب و اخبار حمله‌های هوایی، فاصله میان خاطرات جنگ هشت ساله و واقعیت اکنون را به مویی بند کرده است. در میان این همه الگوریتم و هوش مصنوعی در اتاق‌های جنگ، هنوز درون کابین جنگنده ها، خلبانانی ایرانی نشسته‌اند که نامشان کمتر شنیده می‌شود. شاید سال‌ها بعد، وقتی اسناد این روز‌ها و شب‌ها از طبقه بندی محرمانه خارج شوند، بفهمیم چه کسانی در این شب‌های پرالتهاب از باند برخاسته‌اند، چه مسیر‌های تاریک و هولناکی را پیموده‌اند و چند بار با چراغ‌های روشن هشدار موشک، پرنده خود را روی باند نشانده‌اند.

فعلا بیشتر آن‌ها بی نام‌اند، سایه‌هایی در لباسی ضخیم که در نور ضعیف و سرخ رنگ کابین، بند‌های صندلی را محکم می‌کنند. حقیقت پرواز همان است. هرقدر هم که جنگنده‌های امروزی هوشمند و مدرن باشند، باز هم در ارتفاع چند هزارپایی، لحظه‌ای فرا می‌رسد که بار سنگین یک تصمیم حیاتی، درست مثل روزگار زندی، روی شانه‌های تنها یک انسان سنگینی می‌کند. خلبانی که ماسک اکسیژن را روی صورتش محکم می‌کند و خوب می‌داند که انتهای این مأموریت، یا فریب دادن موشک دشمن و بازگشت به زمین است یا نامی که فردا صبح در یک اطلاعیه چندخطی خوانده خواهد شد. سنگینی غریب پشت فرمان جنگنده، تا همیشه همان باقی می‌ماند.

توضیح تیتر: خلبان تک خال به خلبانی گفته می‌شود که توانسته باشد در نبرد‌های هوایی دست کم پنج فروند هواپیمای دشمن را سرنگون کند.

رهبر شهید مقابل ظلمی که به زندی شد ایستادند

«فریدون علی مازندرانی که یکی از خلبانان ماهر ایران در دوران دفاع مقدس بود؛ می‌گوید: در زمان فرماندهی شهید عباس بابایی به عنوان فرمانده پایگاه هشتم شکاری، او به عنوان جانشین شهید بابایی انتخاب می‌شود، اما مازندرانی به این دلیل که باور داشت جلیل زندی ناعادلانه و با بی‌مهری در زندان است، این پست را نمی‌پذیرد.

ماجرا از این قرار بود؛ جلیل زندی که کارش را خوب می‌د‌انست؛ برای انجام یکی از عملیات‌ها با مافوقش مخالفت می‌کند و بعد به اتهام سرپیچی در زمان جنگی به زندان می‌افتد و حتی حکم اعدام برایش صادر می‌شود! اما چندی بعد فریدون علی مازندرانی به همراه فرمانده‌شان حسن افغان طلوعی به محضر رئیس جمهور وقت آیت ا... خامنه‌ای می‌رسند، ایشان پس از شنیدن شرح ماوقع و بی مهری‌هایی که بر زندی رفته بود، فی الفور دستور آزادی بی قید و شرط این خلبان وظیفه شناس کشور را صادر می‌کنند. منبع: خبرگزاری فارس»

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.